فيروز ميرزا فرمانفرما
89
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
و قضيهى خان كلات به واسطهى اينكه قبل بر اين نوشته بودند كه خان كلات به خيال فاسد افتاده ، مند كه محلى است از بلوچستان با طايفهى رند كه چهار پنجهزار خانهوار مىباشند ماليات نمىدهند ولى در مقام قشونكشى كارى كه در بلوچستان اتفاق مىافتد هميشه كمك كرده خدمت مىكنند و با جمعيت خود مىآيند در معنى جزو بلوچستان محسوب مىشوند . ارادهى تصرف آنجا را نموده فورا نوشتم كه دلاور خان « 1 » با خوانين آنجا جمعيت و استعداد خود را آماده و حاضر ساخته با مراقبت تمام بگذارند و بعد خود بيايند . بعد از آنكه استعداد اين اردوها و استعداد خوانين را خان كلات فهميده بود عجالتا حركت نكرده و صرفنظر از خيال فاسد خود نموده بدين واسطه خوانين در ورود بمپور حاضر نشدند ، استعداد خود را در هرنقطه از خوانين مضبوط كرده گذاشته بودند دويست نفر از معتبرين خوانين و بلوچها با دلاور خان كه مرد معقول صادق و خدمتگزار است وارد بمپور شدند . اين بنده كه نقشهى سرحدى را نداشت از قرار تقرير خوانين و بلوچها گويا اين مند را ميرزا معصوم خان از جزو بلوچستان خارج كرده بعد از گفتگوى با خوانين هم چيزى كه محقّقى باشد نفهميدم استعداد او را در همهجا موجود كردهام و مراتب را به جناب اجل اشرف سپهسالار اعظم نوشتم كه به هرچه مكلّف باشم اشاره فرمايند اطاعت شود ، و اگر اين مند و طايفهى رند كه پنجهزار خانهوار مىباشد و هميشه در خدمات بلوچستان بوده و كمك مىكردند و با جمعيت مىآمدند و بالفعل مشكوك فيه مىباشند از جزو بلوچستان خارج شوند به حالت بلوچستان و اين سرحد بسيار مضرّ خواهد بود و عيبهاى كلى به هم
--> ( 1 ) . دلاور خان از سركردگان و رؤساى بلوچ بود .